تبليغاتX
تا اخرین قطره ی اشکم مینویسم
http://sina6870.blogfa.com

  کی دردمو میدونه 

 

 

♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@

 

 

درد تنهایی

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی........

صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی.......

شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین.....

ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی........

میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم........

چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی........

تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند.....

به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی........

دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل.....

درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی........

هماره قلب بیمارم به یاد توشود روشن......

چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی.......

 

                                         ------. 
                                             / ! 
          * * *                   * * *    /   ! 
       *         *             *        */       
     *             *         *            *      
    *                *     *                *    
   *                    *                    *   
  *                                           *  
  *              LeoMoon Forever              *  
   *                                        *    
    *                                      *     
      *             /                    *       
        *         /                    *         
          *     /                    *           
            * /                    *             
            /  *                 *               
   ______ /       *           *                  
       `  !\         *     *                     
     `~   !  \        
    *                         

 

 ♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@♥@

 

می خوام سکوتو بشکنم بگم که عاشقت منم

می خوام غرورو بشکنم بگم آره. دلیل تقصیرا منم

می خوام بهت بگم که تو بهونه ی زندگیمی

می خوام بگم که تو برام چیکه چیکه ی وجودمی

می خوام بگم نبودنت آتیش زده به زندگیم

می خوام بگم پشیمونم از کارای زیر زیرکیم

می خوام بگم توی دلت باز یه جایی واسم بذار

می خوام بگم که اینقدر نمک رو زخم من نذار

می خوام بگم این جمله رو رو قلبت حکاکی کنی

می خوام تو رو قسم بدم تا که منو باور کنی

می خوام بگم................... توأم بگو

قسم به جون هردومون دوست دارم تا پای جون

قسم به جون هردومون دوست دارم تا پای جون

اخرش هم  میخوام بگم تا اخر عمرم دووووست دارم عزیزم 

 ولی میدونم باور نمیکنی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 3:45
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

کسي ما را نمی جويد
کسي ما را نمی پرسد
کسی تنهايي ما را نمی گريد
دلم در حسرت يک دست
دلم در حسرت يک دوست ...
دلم در حسرت يک بی ريایِ مهربان مانده است
!
کدامين يار ، ما را می برد ، تا انتهای باغ باراني ...
کدامين آشنا ، آيا به جشن چلچراغ عشق ، دعوت مي کند ما را
. ..
واما با توام ، ای آنکه بی من ، مثل من ، تنهای تنهايی !
تو که حتي شبي را هم به خواب من نمي آيي
...
تو حتي روزهای تلخ نامردی
نگاهت
....
التيام دستهايت را ،

دريغ از من، نمي کردی
من امشب از تمام خاطراتم با تو خواهم گفت
من امشب با تمام کودکي هايم ، برايت اشک خواهم ريخت
من امشب ، دفتر تقويم عمرم را به دست عاصی دريای نا آرام خواهم داد
همان دريا که مي گفتي تو را در من تجلي مي کند ای دوست
. ..
همان دريا که بغض شکوه ها يم در گلوی موج خيزش ، زخم بر ميداشت
و اما با توام
ای آنکه بی من ، مثل من ، تنهای تنهايی
!
کدامين يار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی...

 

به بهارم نرسیدی...بیا و خزانم را ببین...!!!   

     من غرق سکوتم

من...

 

تو بخوان!!

نوید روزهای خوشم ،مژده روزهای شاد وقتی از غصه پر  

بودم ...!امروزم کجایی؟ 

نوید ستاره باران شب های بی ستاره ام...با تیرگی شب ها چه 

 میکنی؟ 

مژده ی ستاره باران که شدی؟

بشارت اسمان ابی،وقتی ابرهای خاکستری به قلبم نشسته بود

 ‍.حالا چرا شبیه باران شدی؟ نبار ! من طاقت سرمای پاییز را

هم ندارم...

گریه نکن ...گریه های تو سد گذر من می شوند ...اشکهایت

غریو ترکم مکن سر می دهند...پس گریه نکن...من طاقت  

سردی صدای گرمت را ندارم

بی تو بشارت شادی هم برای من غم است ...چون بشیرم تو

نیستی...نوید از تو نیست ،پس جز غم نیست . 

نوید روزهای دروغین ...وقتی به شانه ام تکیه ات بود ،نگو  

آنچه چشمانت فریاد می زدند فریب بود...مگو ساده بودم 

قلبی که خانه ی مهر تو بود ،امروز اشیان آه و افسوس و  

دریغاست ،نگاهم به در به جای آن چشمان زیباست...بر تو چه  

گذشت بعد آن روزهای ناآرام؟از من بریدی و چه خواهشی بود  

جز آن فرجام؟ 

من تنها و بی جان در همان اتاق تاریکی که خاطرات تو چراغ  

فروغش بود نشسته ام! گریه های تو باران حسرت این سقف  

کوتاه...چرا می رفتم؟چرا از تو که همه امیدم بودی گذر می  

کردم؟من چون کودکان می گریستم و پای می کوبیدم...می  

شنیدی؟...صدای گریه هایی که تو روزی شنیدی و 

 رفتی...

چرا من نمی توانستم؟

غریب مهربان من ...هر جا که قدم می گذاشتم تو را

می دیدیم...هر جا و هر لحظه تو با من بودی...!دستانت را بده!مثل  

ان شب که می ترسیدی از گریز من...اما این با ر  

می مانم... 

با خاطراتت می مانم و بدان یاد تو مگر با مرگ ز خاطر  

رود ...تو و لبخندت... تو و عطر تنت...تو و دستان سردت که  

نگران من بودند!وقتی از ترس یخ می زدم... 

 

نوید بهارم...خزانی که به جانم نشسته،فرجامش تلخ  

نیست ...مرگ من رهایی است ...از هر انچه باعث دوری می  

شد...از هر انچه من و تو را می آزرد...نوید روشنی  

صبح...شب ها چگونه بی تو ...بی لای لای صدای تو ؟ 

مژده ی آمدن عشقم ...وقتی دروغ می گفتی...وقتی نمی  

خواستی مرا ببینی! 

کاش صبر می کردم! 

کاش صبر می کردم ،وقتی هنوز عاشق تو بودم ... 

از تو نمی گذشتم!!

وقتی آمدی پس از گذشتن ها و رفتن ها...گمان بردم این بار باز  

نوید تمام شدن غم هایی...چرا باز بد شدی؟چرا چنان بودی و با  

من چنین کردی؟ 

من می رفتم تا بشارت خوشی ها بمانی...کاش گذر از عشق تو  

ممکن بود .

یا ای کاش تو آن نوید دیروز بودی...

 

   

خسته ام ، از بغض کهنه عشق / سنگینه ، تحملش تو صدام

خوبه که ، به یاد تو قانعم / می تونم ، بگذرم از شکوه هام

باورش ، سخته برام ولی من / میرمو ، چیزی ازت نمی خوام

اما بدون ، هرجا برم بعد تو / بغض عشق ، می مونه از تو برام

بغض من ، وا نمیشه تو صدام / خدایا ، یه دریا گریه می خوام

نفهمید ، اون که باید میدونست / بیشتر از جون ، هنوز عزیزه برام

بغض عشق ، مونده هنوز تو صدام / هنوزم ، هیچی ازت نمیخوام

عاشقت ، بودمو از عاشقی / جز غمت ، هیچی نمونده برام

اما من ، هنوز به پات مونده ام / یه لحظه ، بی درد نیاسوده ام

از جدایی ، خیلی اگه گذشته / اما هنوز ، به عشقت آلوده ام

با جدایی ، هیچی تموم نمیشه / عاشق از ، عاشقی سیر نمیشه

بگو تو ، اگه عاشق نبودی / عاشقت ، از تو دلگیر نمیشه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:45
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

وقتي که خاکم مي کنند بهش بگين پيشم نياد
بگين که رفت مسافرت بگين شماره اي نداد

يه جور بگين که اخرش از حرفاتون حول نکنه
طاقت ندارم ببينم به قبر من نگاه کنه
برو نمي خوام ببيني خونه من خاکي شده
همدم من به جاي تو ريگاي پو شالي شده
اونکه مي گفت ميمردواست ديدي راس راسي مرد
رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد
بهش بگين نشست به پات بهش بگين نيومدي
بگين هنوز دوستت داره با اينکه قيدشو زدي
نشوني قبر منو بهش ندين

 

 

خدایا آنکه در تنهایی تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت 

 خواهشی دارم تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار.

 

 

 

 

روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي دیگر فهمیدم دوستم نداری روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

 

تو چطور ميگي که من براي تو کم بودم
مني که عاشقترين عاشق عالم بودم



توفقط ديده گريون خواستي
من برات قلب پر ازخون بودم



آخه توفقط يه عاشق خواستي
اما من گذشته ازجون بودم



توفقط دست نوازش خواستي
من سراپا غرق خواهش بودم



تو هميشه در پي بهانه ها
اما من حديث سازش بودم



آره تو يه دلسپرده خواستي
چه کنم که سر سپردت بودم



تا که هرگز کسي عاشقت نشه
واسه مردم درس عبرت بودم



مني که ساده به خاک افتادم
بايدم ساده بدي بر بادم



راستي لعنت به من ديوونه که
به تو قلبم چه آسون دادم



تو چطور ميگي که من براي تو کم بودم
مني که عاشق ترين عاشق عالم بودم
 
 
 
  
   
من همیشه دوست داشتم بشنوم
 که اسم منو در آخرین لحظه صدا میزنی
بیا اگر بار دیگر روی این زمین متولد شدیم
بیا همدیگرو زیر ستارهای دور از هم نبینیم
بلکه زیر یک آسمان یکسان ببینیم
خدا حافظ  
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 6:25
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

 

 دوستت دارم

 

 

یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!

دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.

من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌ کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...

دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام.

هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .

شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... .

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!

این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،

در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي

عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن

دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد

از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي
...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود
.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين

من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم

کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 4:16
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

Click to view full size image

مي دانم كه مي داني زندگيم با عشق تو جان گرفت

مي دانم كه مي داني

دستانم را به اميد اين كه فرياد رسي به تمنا باز كردم

مي دانم كه مي داني به عشق تو فرياد كمك را بر آوردم

مي دانم كه مي داني زندگي بي تو بدون نيست

زندگي با من بودن نيست

زندگي حتي نفس كشيدن نيست

زندگي با ما بودن است. زندگي در ماست

سالها پيش در او بدنبالش بودم زندگي غمگين شد

بعد ها به دنبالش در خود گشتم

زندگي فراموشم شد و زندگي را با هم بودن يافتم

كه اين چنين دست به تمناي وصال تو دراز كردم

دستانم را بگير رهايم مكن

Click to view full size image

قلب هايمان را ببين جدايشان نكن

در نزديكي ما گرداب مرگ است

باري براي سفر بايد بست

ما براي زندگي آمده ايم

نه براي بودن من در زندگي معناي زندگي را يافتم

زندگي زنده بودن نيست

زندگي باراني است از محبت

اشکیست از جدايي

لبخندي از تولد

مهري از پدر

و بوسه اي از مادر

و عاقبت با ما بودن است

با من بمان تو را مي خواهم

بامن بمان با من بخوان

بغضم هواي آواي صدايت را كرد

بخوان تا بگريم

بخوان تا جدايي را فراموش كنم

و دستي از محبت بفشارم

و با تو وصال شقايق هاي پاييز را باور كنم !

بامن بمان

Click to view full size image 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 6:21
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

Click to view full size image 

اي آفتاب پاك  ! سلامبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

 !  شرمنده ام

   ميدانم گفته بودم ديگر غبار تقويم  خاطره را پاك نمي كنم

 گفته بودم  ديگر ياد تو را مهمان خطوط ترانه ام  نمي كنم

گفته بودم ديگر سراغ خيالت را از آسمان و ستاره نمي گيرم

گفته بودم دلم را راهي درو دست نيامدنت نمي كنم

اما نشد .   نتوانستم  . درمانده شدم

بگذار هميشه يا شايد گاه و بيگاه  ، با خاطره هاي بر باد رفته ام  حالي عوض كنم

بگذار دلم لااقل سهمي از مرور خوشبختي ام  داشته باشد

شرمنده ام   از اينكه قاصدك دلم هميشه به قول وقرارهايش وعده نمي كند

آخر ميداني ؟ پاي تو در ميان است . مگر مي توانم  تو را از آلبوم  عاشقي ام پاك كنم

 

Click to view full size image

آمده ام تا مثل هميشه تمنايت كنم

بر من بتاب به مهرباني هميشه ، كه محتاج پرتوي توام

تو را صدا مي كنم ميان سايه هاي دلتنگي ام

تو را صدا مي كنم ميان بغض هاي يخ زده ام

تو را صدا مي كنم ميان تمام عطش وتشنگي ام

صدايت مي كنم اي آفتاب من ! بر من بتاب

بتاب كه حصار تنهايي ام تنگتر شده  و تشويشم عميق تر

اميد طلوع تو و با تو نشستن تلاش بي ثمري است

كه تقدير هر روز در گوشم زمزمه مي كند اما من مثل

هميشه و رهاتر از هميشه، تقدير را قانع مي كنم از سر نوشته شود

حالم باراني است ..............  آفتاب مهربانم!بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

بر من و روزهاي سردم بتاب تا اين  ابرهاي سرگردان

كنار بروند و من در بستر گرم بودنت ،آرام بگيرم  

 بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 5:23
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

Click to view full size image 

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ..

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟           

این بار او سکوت کرد .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

.  *دوستت دارم*  .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 6:29
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

کاش زمزمه هایم در دل شب پاسخی داشت

پاسخی همچو غزل های ناب دو چشمانت

که هر نگاهی از انها مرا به دور دست ها می برد

دیگر نمی خواهم که تنها ماندگار تنهایی باشم

کاش من همان ارام ترین سکوت ارامش بودم

کاش همچو برگی بینوا به شاخه درختی اویزان بودم

باید از جداییها گذشت باید از انها دور شد

باید وابسته شد وابسته ای حقیقی همچو نور شد

همچو صدای نی های محزون ونالان دلم

که غصه های مرا با صدای غمناکی می نوازند

من که میدانم خواهم رفت من خواهم مرد

ولی کاش ای شب زمزمه هایم در دلت جایی داشت

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

چه روزهایی را می گزرانیم  بی آن که بدانیم

بی آن که بفهمیم

از کوچه می گز ریم بی آنکه نگاهی به آن درخت خشکیده کنیم

که چرا آن همه شاخ و برگ زیبایش

به جای آنکه بالای سرش باشد

زیر پای من عابر لح می شود

از کوچه می گزریم بی آنکه نگاهی به آن دیوار ترک دار کنیم

که چرا آن دیواری که بارها تو را از  باران  گریزاند

حالا تک تک آجر هایش

 به دست کودکان باشد

آری این چه رسم روزگاری است

هرکس که سالها برایمان زحمت می کشد

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com 

تا بادی بیاید ما از یادش می بریم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 21:58
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

باور ندارم امشب آسمان بی ستاره باشد،ماه خواب باشد و دلم گرفته باشد

باور ندارم لحظه تنهایی را ، صدای ناله مرغ اسیر را ، سکوت لحظه های بی کسی را!

باور ندارم در این لحظه بی تو باشم ، تو رفته باشی و من دلشکسته باشم!

باور ندارم یک ثانیه بی تو بودن را ، باور ندارم یک لحظه دور از تو بودن را !

نه عزیزم باور ندارم که برایم در نامه ات نوشتی خدانگهدار !

اگر بخواهم باور کنم بی تو بودن را ، باور کن نمیخواهم این زندگی را!

باور ندارم باغچه زندگی بدون گل باشد ، باران نباریده و آن گل پژمرده باشد!

زندگی معنای بی تو بودن را اینگونه برایم معنا کرد که خیلی تلخ است تنهایی!

من نیز زندگی را برای تو اینگونه معنا میکنم که بدون تو هرگز!

باور ندارم طلوعی را ببینم که تو در آن نباشی ، باور ندارم غروبی بیاید 

و من بی تو باشم!

از طلوع تا غروب این زندگی ، و از غروب تا طلوع آن میخواهم با تو باشم، 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

ای کاش که شب

دست از دامن من بر می داشت...

ای کاش که ماه روشن

می رفت...

آه که جز غم تنهایی خود

هیچ در کاسه ی عمر پیدا نیس

کاش تو چشمت را می بستی !

کاش او دست مرا می بخشید...

کاش در این شب تنهایی ها...

باران دل او می شویید...

کاش باران می زد...

کاش باران می زد...

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 5:57
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري

براي تو مي نويسم تو که معناي بارون رو ميفهمي

 تو که هيچ وقت با آسمون قهر نمي کني ....


براي تو که براي ديدنم روزها رو توي تقويم خيالت خط ميزني .......


براي تو مي نويسم فقط براي تو نازنينم !!!


من براي ديدن تو و رسيدن به تو از همه پروانه ها بي پرواتر هستم

 

پس پذيراي حضورم توي يه روز سرد زمستوني باش

                                   اون لحظه ايي که از اشتياق ديدنت گرمترين لحظه هاست

 

نگاه كن كه غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب مي شود
چگونه سايه سياه سركشم
اسير دست آفتاب مي شود
نگاه كن
تمام هستيم خراب مي شود
 شراره اي مرا به كام مي كشد
مرا به اوج مي برد
مرا به دام ميكشد
نگاه كن
               تمام آسمان ِمن
                                       پر از
شهاب می شود
 تو آمدي ز دورها و دورها
ز سرزمين عطر ها و نورها
نشانده اي مرا كنون به زورقي
ز عاجها ، ز ابرها ،  بلورها
مرا ببر اميد دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره مي كشاني ام
فراتر از ستاره مي نشاني ام
نگاه كن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل
                        ستاره چين بركه هاي شب شدم
چه دور بود پيش از اين زمين ما
به اين كبود غرفه هاي آسمان
كنون به گوش من دوباره مي رسد
          صدای تو
صداي بال برفي فرشتگان
نگاه كن كه من كجا رسيده ام
به كهكشان ،  به بيكران  ، به جاودان
كنون كه آمديم تا به اوجها
مرا بشوي با شراب موجها
مرا بخواه در شبان دير پا
                             مرا دگر رها مكن
                         مرا از اين ستاره ها جدا مكن

نگاه كن كه موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب ميشود
صراحي سياه ديدگان من
به لالاي گرم تو
لبالب از شراب خواب مي شود
 به روي گاهواره هاي شعر من
نگاه كن
                       :::::::: تو ميدمی و آفتاب مي شود
::::::::

 

      ::::::::تقدیم به آفتاب درخشان زندگیم:::::::

 

     

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 2:42
  به قلم: سینا  | 

براي زندگي کردن دو چيز لازم است قلبي که دوستت بدارد و قلبي که دوستش بداري
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
<


>